فرشته نجات
حَرف هآیِ زِنده بهـ گور شُده !
كه مردانگيت را غرورت را غيرتت را توي صورتم تف مي كني و به من مي آموزي حتي اگر لياقت دانستنش را داشتي طاقتش را نداشتي! و به يادم مي آوري كه دردهايم دانستنشان درد دارد چه برسد به كشيدنشان! و تو اي مرد يك لحظه نمي انديشي كه ضعيفه ي قصه ي من دل درد مندش پيش تو بود و تو دلش را روي صورتش بالا مي آوري و تو باور داري همه ي تقصير ها نصف نصف است و من تو را از اشتباه در نمي آورم كه همه ي تقصير ها گردن من گردن شكسته است! تقصير من است نفهميدم براي غصه هايم با تمام مردانگي ات خيلي كوچكي.... روزهآي خـوبيـ کـِ دَر رـآه بـودَنـد يـ ـآ سِقط شُدَند يـ ـآ
اين روز ها حـالُ هوـايَمـ مثل ـه ابر هاي
ِ بَه
ـآرـي ق ـآبل پيش يبينـ ـي نيستـ ! بـایـد کـسـی را پـیـدا کـنـم اولین باری که فهمید سیگار میکشم ، مثل بارون بارید ... با گریه قسمم داد " توروخدا دیگه نکش تو رو خدا ترکش کن" صداش تو گوشمه هنوز ! اما من هنوزم که هنوزه دارم میکشم ... آخه چون اونم قسم خورده بود که ترکم نکنه ولی رفت ... ! چه خوش خيال بودم ... که هميشه فکر ميکردم درقلب تو محکومم به حبس ابد ! يکباره جا خوردم ... وقتى زندانبان بر سرم فرياد زد : هی تو ! آزادى ... ! وصداى گام هاى غريبه اى که به سلول من می آمد ... ! شکستم... از همه ی ادما نه از خودمم خستم... دیگه امیدی وجود نداره... تمام دنیام اشک وبغض و فریاده.. منتظرم.. منتظر یه معجزه.. قفلو بشکنی ومثه نور بیایی... منتظرم... منتظر یه فرشته ی نجات...
مُرده بـِ دُنــيـ ـآ آمَدند !!
![]()
کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـد
آنـقـدر کـه یـکـی از ایـن شـب هـای لـعـنـتـی
آغـوشـش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتـگـی اَم بـگـشـایـد
هـیـچ نـگـویـد .
هـیـچ نـپـرسـد .
فـقـط مـرا در آغـوش بـگـیـرد
بـعـد هـمـانـجـا بـمـیـرم
تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنـده را
روزهـایـی کـه دروغ مـیـگـویـد
روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد
روزهـایـی کـه دیـگـر مـرا در آغـوش نـمـیـگـیـرد
روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـیـشـود
جـلـوے آتـش نـشـسـتـہ بـودم × رو بـہ دریـا ×
بـا شـטּ هـاے سـاحـل بـازے مے ڪردم
بـا چـوب ڪـوچـڪـم ذغــال هـاے آتـشـم را جـابـجـا مے ڪـردم
تـاریـڪے مـطـلـق بـود
و صـداے مـوج هـاے دریـا
ڪہ خـود را بـه سـاحـل مے ڪـوبـیـدنـد ×××
امــا . . .
راسـتـش را بـخـواهـے بـا تـمـام ایـن هـمــہ زیـبـایـے و آرامـش
خـاطـره ے آטּ خـیـابـان شـلـوغ / بـا تـو /
مـــرا در هـم مے ڪـوبـیـد (!)
| MiSs-A |

